|
Gh.S.M.S.Z.S.Gh
|
||
|
واحد 10 نگو بگو فتنه, بگو زلزله,هر چی آتیش تو دنیاس زیر سر واحد 10 اییهاس... |
با سلام به همه دوستانی که به ما سر می زنند :
همیشه مطالب جالب می گذاشتیم اما این دفعه می خواهیم یک مطلب تأسف بار بنویسیم .
شش و هفت ماه پیش که اومدیم اول همدیگر رو خوب نمی شناختیم اما کم کم با هم خیلی صمیمی شدیم
تا اونجایی که دوری همدیگر رو نمی تونستیم تحمل کنیم . قرار گذاشته بودیم تا آخر چهار سال با هم باشیم و هیچ کس از جمعمون بیرون نره .
فکر می کردیم این چهار سال جزو بهترین سال های زندگی مجردی ماست .
هیچ کدوممون فکر نمی کردیم که این اتفاق به زودی بیفته .
خیلی شاد بودیم . دوران خوبی داشتیم ، همیشه با هم بودیم هیچ کس تنها نمی پرید .
محرم راز همدیگه بودیم از همه چیز هم خبر داشتیم اما حالا . . .
آخه چرا اینقدر زود
. . .

تا اینکه دیشب با یک زنگ فهمیدیم یک غریبه از یک دیار دور پیدا شده ( با یک اسب سفید از پشت ابرا )
که می خواد یکی رو ازمون جدا کند .
اصلاً باورمون نمی شه یکیمون
به این زودی بره قاطی مرغا !
این شتری که در خونه هر کدوم ما یه روز می خوابه دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره
به هر حال با اینکه خیلی ناراحتیم برات آرزوی خوشبختی می کنیم
عزیزم پیوندتان مبارک

![]()
|
|